امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

دیدار با خانواده کیاراد جون

1395/5/27 21:57
500 بازدید
اشتراک گذاری

95-5-27

 بعد از ظهر شنبه یعنی 23 مرداد 95 پیامی از دوست عزیزم مامان کیاراد جون دریافت کردم که تبریزن و اگه وقت داریم همدیگرو ببینیم.. متنظر خیلی خیلی خوشحال شدم... آخه خیلی وقت بود که دورادور با هم حرف میزدیم و .. باورش برام خیلی سخت بود دوستای گلمون از بندر عباس.. الان تو شهر ما بودن... بالاخره با هم قرار گذاشتیم و همدیگرو دیدیم..

پسر گلم کلی تو خونه ذوق داشتی و هی میپرسیدی پس کی میان؟؟ قرارو بیرون گذاشیم و شما اولش کمی خجالت می کشیدی ولی بعدش بهتر شد.1 هدیه ی کوچولو برای کیاراد جونم خریده بودیم که بردی بهش دادی و بعد یکم با فاصله ایستادی..ولی وقتی دوستت اومد تو ماشین پیشمون..کلی با هم جور شدین.. بابایی و عمو کوروش با هم آشنا شدن و من و خاله رویای مهربون کلی از دیدن هم ذوق کردیم..البته من بیشتر خجالت . کیاراد جون هم که کلی شیرین زبونی کرد برامون.. فقط حیف که فرصتشون خیلی کم بود.. 

توی پارک کلا یادمون رفت ازتون عکس بگیریم.. این عکس برای آخر شبه که دوستای گلمون افتخار دادن اومدن خونمون..

گلای من

کیاراد جونم..

کیاراد دلم

این هم هدیه خوشگلی که برای شما آورده بودن.. البته با 1 جعبه بزرگ شیرینی و حسابی شرمندمون کرده بودن..

اصرار داشتی همون شب این ساخته بشه که خاله جون کمی شو برات ساخت و فرداش مامان کاملش کردم و حسابی سرگرم شدیم..و تو هم بازی باهاشو خیلی دوست داری..

لگو

عطا

و برای فردا صبح قرار گذاشتیم که بریم روستای کندوان که رفتیم و اونجا هم خیلی خوش گذشت...فقط عکساشو نمیذارم چون بیشتر با دوربین عمو عکس گرفتیم .. صبر می کنم خاله عکسارو برامون بفرسته تا بعدا این پستو کامل کنم..

....

عطا و کیاراد

گل ها

پدر و پسر

عط و کیاراد جون

اینم آخرین عکس 2 نفره شما دوست های گل ..

عطا و کیاراد جون

بودن کنار دوست های مهربون مون واقعا برامون خاطره خیلی خیلی شیرینی رو رقم زد.. امیدوارم بازم پیش مون بیان تا دوستی مون پایدار بمونه.محبت

براشون دل شاد و زندگی سرشار از مهربانی آرزو دارم.

بای بای

 

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان رویا
25 شهریور 95 18:23
سلام دوست خوبم ...با اینکه خیلی به شما زحمت دادیم ولی لحظه های خوبی را کنار شما داشتیم امیدوارم روزی در بندرعباس میزبان شما باشم و خاطرات خوبی را واستون رقم بزتیم...
مامان امیر عطا
پاسخ
بودن کنار شما برای ما خیلی لذت بخش و به قول عطا با صفا بود... واقعا خیلی خیلی خوشحال شدیم از دیدنتون.. کاش میتونستیم بهتر و سر فرصت حسابی ازتون پذیرایی کنیم...